ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

27

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

ابو اليقظان و همپيمان بنى مخزوم است . اينك بخشى و گزينه‌يى از اخبار او را از كتاب الاستيعاب ابى عمرو بن عبد البر محدث نقل مى كنيم . ابو عمر مى گويد : ياسر ، پدر عمار ، عربى قحطانى از خاندان عنس قبيله مذحج است و پسرش عمار وابسته و از موالى بنى مخزوم است و چنين بود كه پدرش ياسر همراه دو برادر خود به نام مالك و حارث در جستجوى برادر ديگرشان به مكه آمدند . حارث و مالك به يمن برگشتند ولى ياسر در مكه ماند و با ابو حذيفة بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم همپيمان شد . ابو حذيفه يكى از كنيزان خود را كه نامش سميه بود به ازدواج ياسر در آورد كه براى او عمار متولد شد . ابو حذيفه عمار را آزاد كرد و از همين جاست كه عمار وابسته بنى مخزوم است در حالى كه پدرش عربى آزاد و بدون وابستگى به كسى است . در اين مورد اهل سيره اختلافى ندارند ، به مناسبت همين پيمان و وابستگى كه ميان بنى مخزوم و عمار بوده است پس از اينكه غلامان عثمان عمار را چندان زدند كه گفته‌اند فتق گرفت و يك دنده از دنده‌هايش را شكستند . بنى مخزوم بر عثمان خشم گرفتند و جمع شدند و گفتند به خدا سوگند اگر عمار بميرد در قبال خونش كسى جز عثمان را نخواهيم كشت . ابو عمر مى گويد : عمار بن ياسر از كسانى است كه در راه خدا شكنجه شده است و سرانجام عمار با زبان خود آنچه را ايشان مى خواستند گفت در حالى كه دلش مطمئن به ايمان بود و اين آيه كه مى فرمايد « مگر كسى كه مجبور شود و دلش مطمئن به ايمان باشد » در مورد او نازل شده است . اين موضوعى است كه مفسران بر آن اجماع دارند . سپس عمار به حبشه هجرت كرد و به هر دو قبله نماز گزارد و او از نخستين مهاجران به مدينه بود . سپس در جنگ بدر و همه جنگهاى ديگر شركت جست و